بیژن بینایی GitHub
بیژن بینایی Rss

Complex Systems

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۰۹-۰۲-۱۳۹۷

۱

سیستم های پیچیده یا Complex Systems سیستم های بی در و پیکری هستن که زیادی گندن. خروجیشون معمولا غیر خطیه و مثل یک Giga MIMO شونصد تا ورودی خروجی دارن. از قضا یه رشته داریم به نام مهندسی سیستم های پیچیده که فارغ التحصیل هاش می شینن با مدل سازی سیستم های اقتصادی نقطه اپتیمم یه سیستم رو بدست می یارن. مثلا یه شرکت گنده رو در نظر بگیرید و این مهندس ها با تعریف یه سری rule و بعد دادنش به یه کامپیوتر راهکار ارایه می دن. مثلا

مدل ۱: اگه حقوق کارمندا x درصد افزایش پیدا کنه کیفیت محصول نهایی log x بهتر می شه.

مدل ۲: اگه میزان ساعت کار کردن پشت سر هم x درصد کاهش پیدا کنه بازدهی کارمندا sqrt(x) افزایش پیدا می کنه.

و الی آخر. بعد در نهایت این موجودات بی کار می یان و با الگوریتم های بهینه سازی بهترین نقطه کار سیستم رو در می یارن. کارشون جالبه و علاوه بر جالبی نتیجه کارشون اونقدر سود داره که بصرفه یه دو سه تا از این mainframe های IBM رو براشون خرید.

ناراحتی

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۲۹-۱۲-۱۳۹۶

۰

داشتم تحلیل یکی از جامعه شناس ها رو راجع به جامعه امون می خوندم. طرف جامعه امون رو به یه خانواده پولدار تشبیه کرده بود که بابای خونواده چند تا کارخونه داره و پولش از پارو بالا می ره و خانواده تو ناز و نعمت زندگی می کنن. خانم خونه هر ماه یه سفر خارجی می رن و برای خودشون لباس های اونور آبی می خرن. پسر خونواده هفته ای سه بار می رن باشگاه و استخر و گوشی و لپتاپ آخرین مدل دارن. دختر خونواده هم همش دنبال آرایش  و تست کردن کافی شاپ های جدید شهر با دوستاشون هستن. آخرین عضو خانواده هم یه نوزاده که تنها خرجیش بجز خونه و سرپناه یه شیشه شیر خشک و چند تا دوا درمون هست.

کوره سازی؟

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۱۸-۱۲-۱۳۹۶

۰

این روزا حین برد کشیدنم احساس می کنم دارم طراحی کوره می کنم تا کشیدن پاور. FPGA ها که قربونشون برم ۱۰۰ تا Rail می خوان. با پاور سکانس. با پاور down. هر کدوم یکی یه آمپر دو آمپر می بلعن. لامصب این ultra scale ها 19 آمپر می کشن جنگه مگه؟ ۱۹ آمپر رو چی کار می کنی آخه؟

بعضی وقتا می خوام پاشم برم این سخت افزاری ها رو بزنم که آخه چطوری کد می زنین که ۱۹ آمپر فقط Vcore می کشه. حالا FPGA هیچی این AD9548 تیپیک ۱ وات می خوره! ۱ وات!!!! داداش یواش. چی کار می کنی مگه؟ DDS اش رو اگه ببرین تا ۱ گیگ شیرین ۱.۸ وات می کنه. ۱.۸ وات برای یه مدار آنالوگ فاجعس. چون یه ضرب که نمی شه با سوییچینگ تولیدش کرد. مجبوری LDO بزاری که یکم نرم شه rail. تو این جریان هم LDO ها حداقل یه headroom در حد 400mV ای می خوان و با 1A جریان می شه ۴۰۰ میلی وات تلفات رو LDO. سوییچینگ هم تلفاتش حداقل ۱۵ ذزصد رو هست و خلاصه ۳وات دارید بخاطر یه کلاک می سوزونین.

هنوز موندم

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۱۹-۱۱-۱۳۹۶

۲

هر کی یجوره. یه سری سنسور داره و یه سری محرک. با یه سری چیزا به وجد می یاد و با یه سری چیزای دیگه دل سرد می شه. بهش می گن تیپ شخصیتی. مثلا من INTP ام و جواد ENTJ. بهترین pair برا هم هستیم. طوری که بعد ۲ هفته اون دلش برا من و من دلم برا اون تنگ می شه. وقتی به هم می رسیم می تونیم ۲ ۳ ساعت بی وقفه زر زر کنیم و هر دومون از زر زر های پوچمون انرژی بگیریم و بعد سرحال تر از قبل بریم دنبال ادامه زندگیمون.

حالا فرض کنید یه روز بیژن INTP می خوره به یه XFTQ (یه تیپ تخیلی) و چون اصلا نمی تونه باهاش ارتباط برقرار کنه و درکش کنه تا شب تو خماری طرف می مونه که چرا یارو اینطوریه. چرا این همه انرژی که بیژن گذاشته رو، فرد X عین سیاه چاله می کشه و بیژن الان با انرژی صفر باید بره دنبال طومار کارای باقی موندش.

undo

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۱۳-۱۰-۱۳۹۶

۰

بعضی وقت ها یه مسیر هایی رو اشتباه می ریم و انقدر می ریم و می ریم که زندگی fucked up می شه. معمولا تو این شرایط اول به خودت امید می دی که همه چی درست می شه و باز جلو و جلوتر می ری ولی هر چی تو بیشتر جلو می ری زندگی هم بیشتر سگی می شه و این کش م کش ها انقدر ادامه پیدا می کنه تا بالاخره خودت کم میاری و ناامید می شی. نا امید که شدی یکی دو روز به هم می ریزی و بعد کلی کلنجار رفتن با خودت می فهمی که نیاز به یه تصمیم درست و درمون هست. باید عزمت رو جزم کنی و قاطعانه بگی دیگه بسه. بعد هم همه راهی رو که اومدی دنده عقب بگیری. و اونقدر برگردی تا برسی به دوراهی شروع همه این بدبختی ها  و بدون هیچ غرغری بپیچی تو مسیر درست و یه بار دیگه از صفر رکاب بزنی، البته لازم نیست که بگم اینبار با کوله باری از تجربه….

امروز فهمیدم ظاهرا منم دارم fucked up می شم … و تصمیم گرفتم تا قبل طی کردن مراحل بالا، تمام قدرتم رو جمع کنم و دکمه تلخ undo رو یکبار برای همیشه بزنم.