بیژن بینایی GitHub
بیژن بینایی Rss

تو ایران

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۱۶-۰۴-۱۳۹۶

۰

یه نصیحت.... تو ایران اگه دیدین یه کاری انجام دادین و خیلی ازتون تشکر کردن بدونین یجای کارتون می لنگه.... اگه پشت سرتون فحش خوردین و همه گفتن چه خبره آقا.... مگه چی کار می کنین که انقدر پول می گیرین بدونین بیزینستون سود آوره.

یه بنده خدایی بود تو رستافن.... می گفت از ما که شرکتا می یان تجهیزات می گیرن ما ازشون هیچ پولی نمی گیریم. چون اگه پول بگیریم پس فردا که نتونن ازش استفاده کنن زنگ می زنن شرکت،شاکی، می گن خرابه و این چه دستگاهیه و فلان. ولی وقتی پول نمی گیریم تعهدی هم نداریم هر چی شد یه ببخشید می گیم و تمام.

بعضی وقتا می گم منم بشم مثله جمالی.... رد بدم... زنگ زدن و گفتن چرا خرابه خیلی ساده بگم نمی دونم... بعد هم می خوان کلی فحش بخورم دیگه.... بخورم به درک. اون جوری کار درس می شه... کارفرما می فهمه که باید پول خرج کنه.... تا اگه خراب شد من ضررشو بدم

و اگرم کار کرد کلی سود کنم.  کارفرمایی هم که درس حسابی پول نمی ده وقتی پروژش fail کرد دستش جایی بند نباشه.... اینطوری یاد می گیره هزینه کنه

والسلام

خشکی مغز

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۲۹-۰۳-۱۳۹۶

۲

نمی دونم چرا چند وقتیه پست های اینجا هم مزخرف شدن... شاید هر ماه ۲۰ تا موضوع مختلف از ژاکوبین و تیوری نسبیت خاص تا روزمرگی های زندگیم و خوبی های MGA71543 برادکام می نویسم و آخرش اعصابم خورد می شه از این زندگی کوفتی و هم رو پاک می کنم. جالبه ... حس می کنم مهدی هم دچار این مرض شده چون پست های آخریش رو واقعا دوست نداشتم. دیگه گمانم به این اپیدمی، تبدیل به یقین شد وقتی دیدم نیکولا هم پست آخرش رو همین موضوع دردناک می چرخه. هفته های آخر کارشناسیمه... خیلی خیلی اعصابم داغونه... خراب کردن امتحان مصخره و آبکی شبکه هم نمک پاشید رو تموم زخم های قدیمی و خون همه جا فواره زد. از یک طرف بلاتکلیقی کنکور.... جواب ندادن های حاج مهدی و دکتر ک..... آن پاس گذاشتن ص.ن. و ت. .... دیدن دلالای مثل این و این که دلار رو ۸ ۹ تومن حساب می کنن همه و همه دیوووونم می کنه.

دوران خیلی سختی هست. این همه بلاتکلیفی یک طرف.... روشن نبودن آینده شغلی و ادامه زندگی وسط امتحانا اعصاب برام نگذاشته.... می تونم بگم تو هر ثانیه مغزم با فرکانس گیگاهرتزی بین درسی که دارم می خونم و آینده‌ی نامعلومم نوسان می کنه.... ماه رمضون هم که هست، فقط مغزم خشک نشه صلوات.

پ.ن: دیگه کم کم تنها انگیزه زندگیم شده موش کوچولو.... که الان ساعت ۲:۳۰ صبح پاشده تو خواب اومده آب بخوره و وقتی چشش افتاد به من فقط یه کلمه گفت... به به ای :|

پ.ن۲: نظرم عوض شد.... آخرین پست مهدی عالی بود D:

یه نصیحت به خودم

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۱۵-۰۳-۱۳۹۶

۰

زهدی یه حرف خیلی زیبا یه بار بهم زد که ارزششو داره منم اول به خودم و بعد به شما یادآوریش کنم. Down the road آدم های مختلف تو زندگیمون اشتباهاتی می کنن.... رفتارهایی ازشون سرمیزنه که چون ریششو نمی دونیم از نظرمون حماقت محض جلوه می کنن. و آخزش از دستشون شاکی بشیم . نصیحته این بود... یادمون نره آدم ها خیلی پیچیدن.... پیچیده تر از اونی که با یه رفتار غلط، بتونیم به خودمون اجازه بدیم پروندشون رو برای همیشه ببندیم. پیچیده تر از اونین که بشه با دوستاشون، مذهبشون، تیپ و قیافشون، کارهاشون و محل تولدشون روشون برچسب های مختلف زد. یادمون نره، آدم ها هر کدوم واسه خودشون یه دنیای بزرگی دارن و اگر چه شاید یه وقتایی، روی اعصابمون ۴ دست و پا راه برن،‌ اگه کمی بهشون مهلت بدیم یه روزی تو یه جایی کارهای عحیب و غریبی می کنن که طعم شیرینی دوست بودن باهاشون تا سال ها تو دلمون می مونه و همیشه به دوستی باهاشون افتخار می کنیم.

مهربونی کنید و مهربونی کردن رو توی این ماه پربرکت از سفره خدا که هر سال این موقع ها برامون پهن می کنه یاد بگیریم که Regardless of آنچه تو سال گذشته کرده ایم همچنان با مهربونی باهامون رفتار می کنه

شبتون خوش و رمضانتون مبارک

مخ زنی

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۱۵-۰۱-۱۳۹۶

۰

تا به امروز تو زندگیم شونصد بار خواستم team work انجام بدم و اگه نگیم هر شونصد بارش ولی ۵۹۹ بارش منجر به شکست بوده.... ولی شکست مقدمه پیروزیه نه؟

تو این پست به اصول مخزنی می پردازیم. باید ها و نباید هایی که چون توی تیمم رعایت نکردمشون یجایی هر کدوم تیم رو پاشونده.

پایان کابوس لحیم کاری

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۲۷-۱۲-۱۳۹۵

۳

چیدن قطعات با ربات حدودا ۵۰۰ ۶۰۰ تومنی براتون آب می خوره که تو نمونه سازی در ایران حتی فکر کردن بهش هم گناه داره. معمولا بچه ها قطعات ۱۲۰۶ می گذارند و با دست و هویه سر و تهش رو هم می یارن. یکم پیشرفته تر کار می کنیم. بعضی ها هوا داغ دارن و یکم اصولی تر پد ها رو اول با هویه قلع می مالونن بعد قطعه رو می گذارن روش و دوباره با هوا داغ ذوب می کنن و قطعه رو جوش می دن. ولی خب مشکلی که این روش داره چون فلاکس تو بار اول لحیم کاری از بین رفته نتیجه خوب نمی شه و بنابراین حرفه ای تر ها فلاکس جامد می گیرن و کمی روی پد ها می مالونن. گرچه این کار جوابه ولی باز هم نتیجه عالی نیست. مخصوصا اگه آیسی های leadless داشته باشید تنها راهتون توکله.

دیروز ملت به صورت یهویی ریختن خونمون که تفلد عشقم مهرانه با دو ماه تاخیر :|. منم وسط نمونه سازی و حل مشکل فوق بودم. آخ مشکل رو یادم رفت بگم. روش درست لحیم کاری که در دنیا استفاده می شه ساخت استنسیل + مالوندن خمیر قلع + جا گذاری قطعات با ربات و در نهایت قرار دادن کل برد در فر هست. روش نمونه سازی که در دنیا استفاده می شه و در ایران نیست (چرا؟) خمیر قلع سرنگی هست. به عبارت دیگه خمیر قطع رو می ریزن تو سرنگ و با یه سر ۰.۵mm یا ۱mm خیلی ساده خمیر قلع به مقدار لازم می ریزن رو پد ها.