بیژن بینایی GitHub
بیژن بینایی Rss

آخرین تکه

نوشته شده توسط بیژن | در دسته لینوکس | نوشته شده در ۱۰-۰۹-۱۳۹۶

۰

last_pieces ۸ سالی می شه که دارم سعی می کنم که از ویندوز بیام لینوکس. اوایلش خب سخت بود. photoshop و office رو لینوکس اجرا نمی شد. winE هم برخلاف گفته ها دردی رو دوا نمی کرد، هنوز هم بعد ۸ سال تا حالا ندیدم مثل آدم (غیر بازی ها) یه برنامه رو درست و درمون اجرا کنه. یه مقداری سال گذشت و ظرفیت ram ها به صورت نمایی زیاد شد تا جایی که اجرا کردن vmware هه parallel رو می شد بهش به چشم یه سولوشن منطقی نگاه کرد. اگرچه همچنان مشکل مصرف توان دو برابری رو لپتاپش یکم رو nerve بود ولی رو PC، تقریبا همه چی اوکیه به غیر از دو مورد:

وقت منفی

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۲۰-۰۸-۱۳۹۶

۰

تا حالا شده رد بدین؟ اون لحظه ای که می دونین حالا ۲ ساعتم بیشتر بخونین تاثیری نداره؟

تا حالا شده انقدر وقت کم بیارین که اگه ۱ روز، ۲ روز، ۳ روز، نه اصلا یه هفته و نه حتی ۱ ماه هم بهتون وفت بدن بازم نتونید کارایی که داریدو جمع کنید؟ الان وضعیت من دقیقا همینه

دارم اولویت بندی می کنم. ناراحت نشید اگه دلخورتون کردم. تقصیر خودم نیست وقتم، خیلی وقته، منفی شده

در اثباتش هم همین بس، که کوتاه ترین پست تاریخ بلاگ رو دارید می خونید

گنوم ۳.۲۶

نوشته شده توسط بیژن | در دسته لینوکس | نوشته شده در ۰۴-۰۸-۱۳۹۶

۰

یه زمانی گنوم 3 تازه اومده بود. خیلی شاد و خوشحال نصبش کردم و نتیجه؟ سیستم هر ۵ دقیقه crash می کرد کلی زور زدم و درستش کردم.. امیدوار بودم تو update بعدی درست بشه. ۶ ماه بعد gnome 3.2 اومد  نصبش کردم این بار هر ۱ ساعت کرنل crash می کرد. کلی وقت حروم کردم و درست شد دوباره امیدوار بودم تو update بعدی دیگه همچین مشکلاتی نباشه.... 3.4 اومد کند بود. 3.6 اومد زشت بود. 3.8 اومد برنامه ها crash می کرد.  3.10 اومد، 3.12  و.... همینطوری تا رسید به 3.20. و من هر دفعه امیدوار بودم که دیگه تو update بعدی مشکلات پایه حل شده باشند. اما همچنان بعد ۴ سال باگ های گنده تو گنوم موج می زد. باگ هایی که علی رقم report همچنان درست نشده بودند.حتی patch ها هم دیگه commit نمی شدن و خلاصه مشکلات گنوم روز به روز بیشتر می شد.

اینجا بود که صبرم تموم شد و گفتم بیخیال developer های خر گنوم. گنوم خوبه. GTK خوبه اما یه سری مشکلات بنیادین وجود داره که باید رفع بشه. حالا چه دولوپرهاش موافق باشن چه نباشن. مثلا mutter الگوریتم های multi screen اش برای window pacement افتضاحه. latexilla تم دارک رو ساپورت نمی کنه و هر شب نور سفیدش دهن چشممو سرویس می کنه و ....

خلاصه تمام مشکلات رو روی کاغذ نوشتم و تقریبا با ۲ هفته کد زنی همش حل شد . دیگه نه update کردم، نه منتظر درست شدن باگ تو update بعدی نشستم. درسته 3.26 که چند روز پیش اومده control panel قشنگی داره و nautilus تو این چند سال خیلی بهتر شده ولی polari همچنان یه history نداره. mutter و latexialla هم که هیچی. مشکلات broken libs رو هم که دیگه رو شاخشه.

می دونین، کم کم دارم از برنامه های cad خوشم می یاد. درسته UI خوبی ندارن. درسته که وقتی بازشون می کنین می خواین بالا بیارین. ولی همشون کارشون رو خوب انجام می دن. کم می شنوید بگند HFSS فلان استراکچر رو نمی تونه Simulate کنه (کما اینکه CST زیاد می گه). یا Spice اشتباه محاسباتی داره.

اما گنوم تو هر release فقط UI  اش بهتر می شه. نه به سرعت کار داره. نه ram و نه power. پس سعی کنید وقتی یه Release جدید می یاد مثل من جو گیر نشید. بله ویدیوش قشنگه. ظاهرش قشنگه اما قبل آپدیت ببینید اون فیچر های آب و تاب دار تو ویدیو واقعا بدردتون می خوره یا نه. ارزش ریسک  کردن داره یا نه.

اگه داره و وقت درس کردن مشکلات بعد نصبشو دارین بسم ا.... اما اگر مثل من خسته اید قبل آپدیت، دو دو تا چهار تا کردن بد فکری نیس.

محکوم به نوشتن

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۱۵-۰۷-۱۳۹۶

۰

batteryپیشنویس: این یکی هم داره مثل خیلی پست های نیمه تموم دیگه داشت می رفت تو زباله دونی پست های local منتشر نشده دیگه. کم کم زدم تو خط کوانتوم. تو خط زندگی رویایی انیشتین، داستان های بور با استادش رادرفورد و بازی گوشی های پلانک توی دل black body. کم کم نزدیک بود فراموش کنم که چه زجر ها کشیدم سره فهمیدن اصطلاحات و مفاهیم مدار شارژ Li-Ion ها. اما اینبار چون یک ماه زمان خالص رو همین تک موضوع سوزونده شده بود محکوم شدم به نوشتن که قبل اینکه این یکی هم از حافظه ۲ bitایم کاملا پاک بشه قبلش، یه جای امن ذخیرشون کنم. مطلب فوق ماحصل تلاش کوچک من هست رو باتری ها و نحوه شارژ کردنشون. امیدوارم لذت ببرید

Blade RF on its way

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۰۳-۰۷-۱۳۹۶

۰

خب بالاخره مث که نتایج بدبختی هامون تو end ناامیدی داره به ثمر می یاد. کی به ثمر می یادش رو نمی دونم ولی می دونم که بالاخره می یاد. آخه چرا انقدر توکل هان؟ اعصابم خورد شده. دقیقا تا می گم همه چی رواله و تمومه یهو خفن ترین کمپانی دنیا هم که باشه گند می زنن بعد می رم رو مد توکل و یهو معجزه رخ می ده. خدایا what the فاز؟

یه بردی سفارش داده بودیم که تا پولش پرداخت شد یهو سازنده low stock اش کرد. شرکت وارد کننده هم گیر داده بود که نمی یاریم کلا. کارفرما هم فحشای خودش رو می داد. خلاصه دست به دامان توکل شدیم و به ساعت نکشید که بعد سه ماه انتظار یهو همین امشب موجود شد(ناموسا معجزه نیست؟). خب امیدوارم مشکلات دیگه ای نخوریم. راستی داشتم چند تا حدیث می خوندم. از تهمت زدن از پول حروم خوردن و .... جالب بود برام. همشون نمی گفتن می رین جهن دم. نمی گفتن چوب داغ فرو می کنیم تو حلقومتون همشون فقط یه چیز می گفتن. می گفتن دین خدا رو از بینتون بر می داریم. می گفتن یه کاری می کنیم نور الهی رو نبینید و حرفای حق رو نشنوید. این روزا از یه طرف ناراحتم. ناراحتم که چرا مثل دوران دبیرستان این ماه محرم اونقدر توی جو سیاه پوشی واینا نیستم یا اینکه چرا کمتر توفیق جلسه رفتن برام وجود می یاد ولی از یه طرف هم ناراحتم که بیشتر و بیشتر می شن کسایی که عظمت این روزا رو درک نمی کنن و انقدر نقاط تاریک تو زندگیشون هست که بعضا حتی به سخره می گیرن.

وقتی اینا رو می بینمشون یه لرز خاصی می افته تو وجودم. می ترسم منم یه روزی انقدر احمق و کودن بشم و انقدر گناه بکنم که همون بلاها که بالا گفتم همه سرم بیادو بشم یکی بدتر از اینا. به قول حاج مهدی خدا هممون رو عاقبت به خیر کنه. فقط همین