بیژن بینایی GitHub
بیژن بینایی Rss

فلسفه من و اینجا

نوشته شده توسط بیژن | در دسته معرفی نامه | نوشته شده در ۱۱-۱۱-۱۳۹۰

۴

از زمانی که یادم می یاد حافظه خوبی نداشتم. همه وسایلم رو جا می گذاشتم. شعر ها رو به زور حفظ می شدم و کلا انگیزه ای هم برای عوض کردن اوضاع نداشتم. اگرچه بهم گفته بودن هر چی کمتر از حافظه ام استفاده کنم اون هم شرور تر می شه ولی کاری نمی شد کرد چون عادت کرده بودم حافظه رو دور بزنم. برای وسایلم چک لیست درست می کردم درس هام رو خلاصه نویسی می کردم و خلاصه خودم رو به هر دری می زدم تا از چنگ حافظه پلید فرار کنم... سال ها گذشت و بیژن کوچولو قصه ما چیزهایی که یاد می گرفت زیاد و زیاد تر می شد و از اونجا که حافظه بزرگی نداشت تصمیم گرفت یه فکری هم برای این مشکل جدیدش کنه.

و این طوری، اینجا شکل گرفت...

اگه یادتون باشه اوایل اینجا پر بود از دانسته ها و نادانسته های من. یه مدتی سپری شد و منم گیر یه سری رفیق مریخی افتادم و نگاهم به زندگی عوض شد، غرغر هام شروع شد و کم حافظگیم بهونم شد تا فلسفه اینجا رو لا به لای برگ های تاریخ گم و گور کنم.

و اینطوری اینجا تبدیل شد به محلی برای لاگ کردن تفکرات کوچیکم نسبت به دنیای اطراف. تفکراتی که خوب یا بد، درست یا نادرست، برام ارزشمند هستن و دوست دارم همیشه و هرجا برام در دسترس باشن. تا اون زمانی که از همه کس و همه جا ناامید می شم و حال نه تو رو دارم نه خودم رو، یه سر بیام اینجا و مرور کنم با خودم که کجا بودم و چرا بودم....

نظرات (۴)

سلامی چو بوی خوش آشنایی
بدان مردم دیده روشنایی
دوردی چو نور دل پارسایان
بدان شمع خلوتگه پارسایی
سلام بیژن عزیز
دوست خوبم
من پارسا شیری هستم
شاید منو یادت نیاد
ما سال اول راهنمایی باهم دوست بودیم
یهو یادت کردم
شمارمو میدم اگه دوس داشتی یه زنگ بهم بزن
امیدوارم کنکورتو ترکونده باشی آقای مهندس!
۰۹۱۹۰۷۰۷۷۵۴
ایمیلم هم درس نیس
میدونیکه من اهل کامپوتر نیستم!

سلام
پارسا جان همیشه تو فکرت بودم و هیچوقت فراموشت نکردم اما روزگار ما رو از هم جدا کرد ....
همیشه منتظر یک نقطه اتصال بودم که الحمد الله خدا ایجادش کرد تازه ساعت ۱۱ شب این نظرت رو دیدم حتما با شما تماس می گیرم!
خیلی حرف ها هست بین من و شما توی این همه سال!

برادر برق کدوم دانشگاه می‌خونی؟

شما فکر کن آزاد قرچک
چه فرقی می کنه؟