بیژن بینایی GitHub
بیژن بینایی Rss

توزیع وحشی

نوشته شده توسط بیژن | در دسته لینوکس | نوشته شده در ۲۸-۰۳-۱۳۹۱

۲

مقدمه: این یک پست دو بخش دارد یکی جریان اینکه چطوری من هکر شدم هست و دومی معرفی یک توزیع با حال از لینوکس پس اگر فقط می خواهین با توزیع آشنا بشوید بخش دوم را بخوانید.

راستی شاید برای بعضی ها عنوان یکم گیج کننده باشد. منظور از توزیع، یک نسخه از سیستم عامل لینوکس هست که به صورت سفارشی شده درآمده و علت وحضی بودن هم خودتون در بخش معرفی می فهمید!

بخش اول: چگونه بیژن هکر می شود!!! D:

حدود دو سه ماهی هست که زدم تو خط هک. علتش این بود که از پنجم ابتدایی خیلی دوست داشتم راجع بهش بدونم. اما خب چون دوست داشتم خیلی زود هکر بشم تقریبا از این کار زده شدم و نیمه تموم ولش کردم. سال ها گذشت (یک سال منظورمه، بهتر بود می گفتم ماه ها) و من شروع کردم به برنامه نویسی البته نه برای اینکه هکر بشم، فقط برای تفریح و اصلا چیزی دیگه از هکر شدن توی ذهنم نبود. اون موقع سالی بود که مهر تازه می شدم کلاس اولی (اول راهنمایی) .

من رفتم انقلاب و یک کتاب ویژوال بیسیک خریدم البته اصلا یادم نیست چرا رفتم ویژوال بیسیک خریدم آها الان یادم اومد(جدی همین الان یادم اومد) علت این بود که از اونجا که دایی من اون موقع دانشجوی رشته کامپیوتر بود من یک کتاب ویژوال بیسیک توی قفسه کتاب خونش پیدا کردم. اون به من گفت که این کتاب برام خیلی سنگینه و من عمرا بتونم بفهمم داره چی می گه سر همین رفتم یک کتاب ویژوال بیسیک ۲۰۰۵ از انقلاب خریدم و سی دی رو گذاشتم و ویژوال استودیو را نصب کردم. تا اون موقع من کامپیوتر را از طریق کارکردن یادگرفته بودم و این اولین بار بود که می خواستم از روی کتاب یاد بگیرم. به هر حال کتاب را گذاشتم جلوم و شروع کردم به خوندن حدود ۲۵ ۲۶ صفحه خوندم (توی حدود ۵ روز). کم کم حوصلم از این که هنوز هیچی یاد نگرفتم  داشت سر می رفت. هر چی جلوتر می رفتم نام های نا آشنا تری به گوشم می خورد مثل متغییر یا تابع و ... که کار را برام دشوار تر می کرد.

بی خیال کتاب شدم و انداختمش تو کتاب خانه با نا امیدی شروع کردم به همون ور رفتن های قدیمی با کامپیوتر. باز هم ماه ها گذشت تا در روز موعود دوباره چشمم به کتاب افتاد. کتاب توی قفسه خاک گرفته بود. آوردمش بیرون اما این بار فرق می کرد. چیزی هایی توی ذهنم بود. می دانستم با نام های نا آشنایی مواجه می شوم پس تصمیم گرفتم راجع به یک به یک آن ها تحقیق کنم و مشکلات را یکی پس از دیگری حل کنم. در عین نا باوری تمام مشکلات حل شد و من اولین Hello World خودم را نوشتم. تازه فهمیدم دستور چیست، تابع چیست، آرگومنت جیست ، متغییر چیست همه ی این ها رو از ساعت ۴ صبح تا ۶ صبح یک روز که مدرسه هم داشتیم فهمیدم. واقعا برایم هیجان انگیز بود. خیلی هیجان انگیز!!! توی مدرسه همش می گفتم چرا زودتر ساعت  ۳ نمی شود من برسم خونه بازم برنامه های مختلف بنویسم.

باز هم ماه ها گذشت کم کم دیگر داشتم توی ویژوال بیسیک شاخ می شدم. دیگر یک برنامه نویس به تمام عیار شده بودم کسی که روزانه ۷ ۸ ساعت وقت خودش را صرف ساختن برنامه های مختلف می کرد. برنامه هایی که بتواند مشق های فیزیک یک دانش آموز راهنمایی را حل کند. تبدیل واحد بکند و کار هایی از این قبیل. کم کم با زبان پایتون آشنا شدم و فهمیدم چیز هایی فرا تر از ویژوال بیسیک در این جهان است. در آن هم حدود ۶ ماهی فعالیت کردم. کم کم در هنگام کار با پایتون زمزمه های لینوکس در گوشم پیچید که برای فلان کار باید فلان دستور را توی ترمینال بزنی و ....

الان دیگر من یک دانش آموز دوم راهنمایی بودم. در همین هنگام بود که من با بازی تراوین آشنا شدم. بعد از کمی بازی دوباره تصمیم گرفتم برم هکش کنم اما این بار هم با کله خوردم زمین. و تقریبا یک ماه فقط وقتم را هدر دادم. دوباره زدم توی خط پایتون

اما بعد از مدتی دوباره به سراغ ویژوال بیسیک برگشتم این دفعه کار های پیشرفته تری می کردم. ساختن دکمه ها غیر استاندارد، شفاف کردن پنجره ی پشت با کیفیت خیلی بالا، استفاده از API ها  و ... بعد ها هم با پایگاه داده و استفاده آن در ویژوال بیسیک آشنا شدم. تصمیم گرفتم روی اتوماسیون مدرسه کار کنم. و در همین حین وارد دبیرستان شدم. تابستان سال اول دبیرستان بود منظورم تابستان پیش از شروع اول دبیرستان. مسءول پژوهش مدرسه ما، آقای کشاورز ، راجع به روبوکاپ و کلاس های مدرسه در این زمینه با ما حرف زد البته راجع به کلی کلاس دیگر هم صحبت کرد که بالاخره هر دانش آموز باید در یکی از همین ها شرکت می کرد.

من رفتم کلاس روبوکاپ و اولین بار اونجا بود که با بهترین دوستم، ++C آشنا شدم. تصمیم گرفتم این زبان زیبا را در همین تابستان یاد بگیرم پس دوباره رفتم انقلاب و یک کتاب ++C دایتل گرفتم و دبورو که رفتیم. شروع زدم به معنای واقعی خر زدن . این بار یادگرفتن برنامه نویسی واقعا خیلی راحت تر شده. حتی چیز هایی مثل ارث بری که در کتاب ویژوال بیسیک خیلی بهشون اشاره نشده بود را یادگرفتم. در تابستان حدود ۷۰۰ صفحه کتاب را خوندم و حدود ۷۰۰ صفحه درگر که مربوط به جلد دوم بود را گذاشتم برای طول سال تحصیلی.دوباره ماه ها گذشت و من تصمیم گرفتم در روبوکاپ شرکت کنم بخاطر همین اولین پیش نیاز اون که لینوکس بود را نصب کردم. تیم روبوکاپمون بعدا به علت نبود افراد مناسب در مدرسه برای انجام این کار و فشار المپیاد و حمایت نکردن مدرسه از ما بهم خورد اما خب در این بین من با یک دوست جدید دیگر آشنا شدم. بله لینوکس.

آرام آرام لینوکس را یاد گرفتم و به جرات روزی نبود که در آن چیزی یاد نگیرم و چیزی را کشف نکنم. به تدریج تمام کارهایم را بر روی لینوکس بردم (پورت کردم) تا به آن جا که دیگر هفته ای یک بار به سراغ ویندوز می رفتم. در این میان با Qt هم آشنا شدم و یک طرح به صورت مشترک با یکی از دوستانم (رضا) برداشتم. این کار باعث شد که در برنامه نویسی مخصوصا با ++C خیلی پیشرفت کنم.

البته طرحمون رتبه ۴ کشوری را کسب کرد ( اگر ۱ تا ۳ می شدیم می تونستیم بدون کنکور بریم دانشگاه البته نه هر دانشگاهی ولی بالاخره یک مزایایی داشت). باز هم گذشت و این بار با یک غول به نام GObject مواجه شدم چیزی که در عمرم به پیچیدگی اون را ندیده بودم. بعد جشنواره خوارزمی من روی Clutter و Gobject متمرکز شدم و دامنه اطلاعاتم را خیلی خیلی وسیع کردم.

۳ ماه پیش بود که به طور اتفاقی دوباره به سراغ هک رفتم. اما این بار همه چیز فرق می کرد. این بار در کمال نا باوری مثل همیشه سرم به سنگ نخورد بلکه تونستم حدود ۱۰ تا سایت را هک کنم. چرا؟

چون این بار با لینوکس و برنامه نویسی توی سی و PHP و SQL کاملا آشنا بودم برای همین تمام اصطلاحات را درک می کردم بنابراین به راحتی سایت می آوردم پایین!!!

البته در همین جا بگم که این کاری که من می کنم خیلی کار شاخی نیست و من عمرا نمی تونم سایت های معروفی مثل تراوین که توی راهنمایی توی فکر هکش بودم را بیارم پایین. اما همین که چهار تا سایت غضبیت ( بخوانید غ و ض ب ی ت ) را بیارم پایین خیلی برایم ذوق و شوق داشت.

تا این که می رسیم به همین چند روز پیش

بخش دوم: معرفی توزیع backtrack

بله چند روز پیش بود که در یکی از سایت های هک محبوبم با این توزیع آشنا شدم. backtrack یک توزیع از گنو لینوکس هست که برای هک کردن ساخته شده این توزیع بر پایه اوبونتوست و تقریبا خیلی با نسخه ۱۰.۰۴ آن تفاوتی ندارد تنها تفاوت آن وجود تمام لوازم مورد نیاز برای تست امنیتی هست. از لوازم مربوط به  کرک نرم افزار ها بگیرید تا DDos کردن سرور ها و هک سایت.

حدود دو ماه پیش realease جدیدی از نسخه ۵ این توزیع منتشر شد.

لازم به ذکر است که هدف من از این معرفی اعلام release note یا به قول آزادراه نکات انتشار نیست بلکه می خواهم فقط اون را به شما معرفی کنم تا اگر شما هم یک هکر هستید و اعصابتون از نصب کردن نرم افزار های مختلف برای تست امنیت خسته شده بهترین کزینه همین backtrack خودمون هست

برای اطلاعات بیشتر و دانلود هم اینجا را کلیک کنید

 

نظرات (۲)

سلام آقا بیژن
نظرت درباره توزیع LiveHacking چیه ، این سیستم‌عامل توسط دکتر جهانگیری ساخته شده است
http://www.livehacking.com
یه مقایسه ای با backtrack اناجم بدی بد نیست

موفق باسی

علی جان به نظر توزیع درست و حسابی می آید.
از توضیحات نوشته شده می توان دریافت که نسبت به backtrack خیلی ساده تر و روان تر هست (منظورم این نیست که ضعیف است)
احتمالا در پشته کار هایم نصبش را قرار دهم اما فعلا شاید نرسم توی این دو روز تستش کنم

یک سوال برام پیش اومده یک اینکه چرا وقتی backtrack هست یک همچین توزیعی باید شکل بگیره
در حقیقت چه مزیتی نسبت به backtrack داره
در ثانی تا اونجا که می دونم backtrack خیلی میان هکر ها معروفه و شاید به جرات بشه گفت توزیع محبوبشون هست (البته منظورم از هکر تعریف این طرف اریک ریموند نیست)

نمی خواهم شتاب زده قضاوت کنم اما همین شاید و تنها شاید دلیلی بر برتری این توزیع باشد
اما باز هم تاکید می کنم شاید
خوش حال می شوم مزیت های این توزیع را برایم بنویسی