بیژن بینایی GitHub
بیژن بینایی Rss

مخ زنی

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۱۵-۰۱-۱۳۹۶

۰

تا به امروز تو زندگیم شونصد بار خواستم team work انجام بدم و اگه نگیم هر شونصد بارش ولی ۵۹۹ بارش منجر به شکست بوده.... ولی شکست مقدمه پیروزیه نه؟

تو این پست به اصول مخزنی می پردازیم. باید ها و نباید هایی که چون توی تیمم رعایت نکردمشون یجایی هر کدوم تیم رو پاشونده.

■ انگیزه

انگیزه مهمترین عامل teamwork هه. انگیزه عین یه اکسیر می مونه که بود و نبودش می تونه تنبل ترین و بی فایده ترین موجودات هستی رو به خبره ترین آدم ها تبدیل کنه و بالعکس از اون طرف هم به سختی بدست می یاد و به آسونی از دست می ره. پس سعی کنید همونطور که برای پروژه می خواید وقت بزارید برای این قسمت هم زیاد وقت بزارید و با یه روش حساب شده برید جلو.

مثلا من سعی می کنم قبل انتخاب تیم نظر تک تک افراد رو جداگونه در رابطه با کاری که می خوایم با هم انجام بدیم با سوال هوشمندانه "من یه ایده دارم.... می شه بهش گوش کنی و بهم بگی چه مشکلاتی می تونه داشته باشه؟" بپرسم که البته به جز شنیدن جوابشون دو تا فایده دیگه هم داره

۱. بیشتر اوقات شما انقدر درگیر جزییات می شید که یه سری چیزایی که یه آدم از بیرون می تونه بینه رو نمی بینید. شنیدن نظرات آدمای دیگه تو کار می تونه این نقطه کورها رو نشونتون بده نقاط کوری که با پرسیدن همین سوال ساده، به رایگان براتون بدست می یاد.

۲. اینکه به یکی مستقیم بگید پاشو بیا تو کار (کما اینکه زیاد به من پیشنهاد می شه) معمولا طرف رو می گذاره تو رودربایستی. وقتی شما مستقیم فقظ نظر فرد رو جویا می شید به شخص مقابل اجازه می دین بدون استرس از ناراحت کردن شما مستقیم نظرشو بهتون بگه که هم اون آقا/خانم راحت تره هم شما راحت تر می تونید تصمیم بگیرید که آیا با دید این آدم، team work اتون  ۱+۱>۲ می شه یا نه

در مرحله بعدی پس از تبادل نظر و پخته کردن ایدتون باید بپرسید حالا اگه من اینو run اش کنم فکر می کنی شما هم بتونی کمک کنی یا نه. و با پرسش این سوال می تونید بفهمید طرف مقابل چقدر سرش شلوغ هست. و اگه همه چی اوکی بود روش کار کنید تا بعد از پیداکردن انگیزه کافی، وارد تیمتون بشه.

■ سرعت

یک نکته دیگه سطح انتظار هست. شما نمی تونید از یک لاک پشت انتظار داشته باشید یکروزه به سرعت خرگوش برسه. از تک تک اعضا بخواید که یه رزومه ای از خودشون بهتون بدن. رزومه ها رو بدقت مطالعه کنید و فراموش نکنید که بازیکن ها رو باید آروم آروم و با یه شیب خیلی ملایم تمرین داد. سپردن کار فراتر از توانایی افراد علاوه بر اینکه انگیزه ای رو که با کلی زحمت در قسمت قبل توشون ایجاد کردید رو از بین می بره، تیم رو هم به سرعت می پاشونه.

با این حال سرعت انجام کار هم خیلی مهمه پس چه باید کرد. اینجا دقیقا جایی بود که من بیشتر اوقات اشتباه می کردم. نیازی نیست که حتما تیم شما ۲۰ نفر باشه گاهی ۲ نفر هم کافی هست و گاهی حتی تکی جلورفتن خیلی بهتر از ۲ تایی بودنه.

سعی کنید گزینه های روی میز رو بدرستی بررسی کنید و واقع گرایانه تصمیم بگیرید که چند نفر می تونند مفید باشند و چند نفر نمی تونند. همیشه به کار گرفتن تمام منابع موجود بهترین گزینه نیست!

■ زمان بندی

مهمترین بخش انجام یک پروژه زمان بندی هست. زمان بندی چیزی بود که باعث شد پروژه downloads.ut.ac.ir که نصفشو با کلی زحمت زدم از دستم در بره. هیچوقت به عضو های تازه وارد پروژه های deadLine دار ندید! بجاش با دادن یک یا دو کار تست اولیه، ضریب زمان بندی رو برای اشخاص بدست بیارید. ضریب زمان بندی می گه اگه یک شخصی می گه یه کاری رو ۱ روزه انجام می ده، در نهایت کار رو چند روزه تحویل می ده و با بدست اومدن این ضریب با توجه به deadLine واقعی پروژه و در نظر گرفتن زمان برای plan B می تونید تصمیم بگیرید که کار رو با فلانی تقسیم کنید یا نه.

■ فشار و گزارش

با توجه به مدت انجام پروژه قرار های منظم بگذارید. مثلا هر دو هفته یک بار یا یک ماه یکبار که مهندس مربوطه بیاد و به شما یک ارایه رسمی بده. ارایه معمولا بصورت پاور پوینت باید باشه بعلاوه یک گزارش یکی دو صفحه ای از هفته ای که گذشت. این کار دو مزیت داره. یکی داشتن جلسات پی در پی باعث بوجود اومدن یک عادت خوب برای کار کردن به طور منظم (مثل درس خوندن و همورک دادن) توی فرد می شه علاوه بر اون اگه طرف روزی گذاشت و رفت شما یه سری مستندات دارید که می شه دادش به مهندس بعدی تا بدون دردسر، راه نفر قبلی رو ادامه بده.

از طرفی فشار رو هم نباید کم کرد. باید هر چند وقت یکبار از افراد پرسید که مشکلی ندارند و کار چقدر جلو رفته. این کار باعث می شه که طرف مقابل احساس کنه کاری که دستش هست اهمیت داره و اگر از زمان بندیش عقب افتاده اولویت هاش رو جا به جا کنه.

■ آموزشگاه نزنید

بعضی ها (اشاره به شخص خاصی نیست) عشق یاد دادن، دارن. یعنی چی؟ یعنی می رن آدم صفر کیلومتر بر می دارن می یارن و می گن یه دو سال آموزشش می دیم و بعد ازش استفاده می کنیم. خب کار خیلی بشر دوستانه ایه ولی مشکل اینه که "بعدی" وجودی نداره. درسته که شما یه سری آدم با حداقل هزینه تربیت می کنین و خوب هم همه جلو می یان ولی تا می رسه به جایی که می خواین ازشون استفاده کنین همه یک صدا می گن.... بای بای.... و همه کشتی هاتون غرق می شه.

یادتون نره که شما قراره teamwork انجام بدین نه تمرین معلمی! این مسیله جدا شدن آدم ها رو هم خیلی ها باهاش درگیرن برای همین از همون اول بنا رو بگذارید رو رفتن آدم ها و افرادی رو انتخاب کنید که

۱. already آموزش دیده باشن و "همین الان" آماده teamwork باشن

۲. بشه با یکی دو جلسه در هفته ازشون کلی کار کشید.

■ محتاج نباشید

پیدا کردن شخصی که تمام ویژگی های خوب بالا رو داشته باشه می دونیم در واقعیت محاله. سعی کنید محتاج کمک نباشید. مدیریت یه تیم ۲ نفره خیلی راحت تر از ۳ نفرس. ۳ نفره خیلی راحت از ۴ نفره و الی آخر....  پس نیازی نیست الکی واهمه آدم جمع کردن بگیرتتون. یه پروژه قوی فقط به آدم های قوی نیاز داره. صبر داشته باشید و آدمی رو انتخاب کنید که هم انگیزه داشته باشه. هم وقت کافی و هم با تیمتون همفاز باشه. از من نصیحت که کوتاه اومدن تو یدونه از این موارد، آخرش می شه کشیدن کنار همون فرد و الگو شدن برای بقیه و در نهایت پاشیدن تیم.

■ سخن پایانی

در آخر یادتون نره که مدیریت پروژه اول از همه یک علم و بعد یک شغل هست پس اصول و فنون مدیریت پروژه خیلی گسترده تر از تجربه شخصی و این حرفاس. سایت Project Management Stack Exchange تازگی ها راه افتاده، کتاب های زیادی هم در اینباره وجود داره. اگر می خواین یه تیم تشکیل بدین و کاری رو استارت بزنین یکم دست نگه دارید. اگر امکانش هست یه مدیرپروژه مجرب توی کارتون بیارید اگر نه حتما قبلش ۵ ۶ ماهی رو روی مدیریت پروژه و منابع انسانی مطالعه داشته باشید.

راستی همه این ها مخ زنی های تیم خودی بود. مخ زنی واقعی برای کارفرماس. کتاب های زیادی در این زمینه نوشته شده. یکم گوگل کنید و اگر علاقه مند بودین چند تاشون رو بخونید.

پ.ن: عکس پست مربوط به یکی از بزرگترین مخزنان دنیا، Dion Weisler مدیر عامل HP در کنفرانس HPGPC.

پ.ن. ۲: اگر بکان یا هر کس دیگه ای حس کرد جایی بهش اشاره شده یا من انتقادی ازش کردم بدونه چنین قصدی نبوده و اتفاقی هست. من تا الان با هر کسی که کار کردم واقعا برام افتخار بوده و تجربیات خیلی خوبی از کار کردن در کنارشون کسب کردم. اگر هم جایی شکستی خوردیم (کجا؟) کاملا ایراد از بنده بوده. گفتم که یه وخت سوء برداشت نشه