بیژن بینایی GitHub
بیژن بینایی Rss

بعد از این همه سال درس خوندن

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۱۶-۰۹-۱۳۹۵

۲

nafحدودا ۱۶ سال هست که درگیر درس و مدرسه هستم. با گریه وارد این محیط شدم و کم کم با پیدا کردن علی احقاقی توی مهد کودک مرحم روی زخم جدیدم گذاشتم. کم کم دبستان و راهنمایی و بعد هم دبیرستان. از مهمترین لحظات مدرسم فقط اون لحظه ای رو دوست دارم که یکی سره کلاس عربی از ته کلاس داد زد و پرسید “آقا عربی به چه دردی می خوره” و معلمم فقط یک کلمه گفت! کنکور…. بعد ۴ سال درس خوندن توی دانشگاه بالاخره فهمیدم عربی به چه دردی می خورد. به هیچ درد.

شاید اگه می شد به عقب برگشت و ۱۶ سال از زندگیم رو پای کلاس کاظم اجلالی و بقیه دوستان تلف نمی کردم می شد تا الان مثل آدم های بیکار قدیمی که به دانشمند مشهور بودن در حد یه لیسانس مکانیک و برق و شیمی و نرم افزار چیز بلد بودم. به بعضی از رنکامون می گم چرا انقدر درس می خونی می گن معدل…. می گم به چه دردی می خوره…. می گن استخدام.

فرض کنید که شما الان رسیدید ته خط. و از خودتون می پرسید حالا با این کارنامه چی؟ جواب سادست….. معدل فقط برای یک ارگان اهمیت داره!!!! دولت…. شما می خواید کسری بگیرید به معدلتون نگاه می کنند. می خواید تو مخابرات محلتون استخدام بشید به معدلتون نگاه می کنن می خواید تو ایرانسل استخدام بشید تا بشینید پشت میز و تجهیزات وارد کنید به معدلتون نگاه می کنن اما آیا واقعا کار کردن تو این جاها واقعا ارزش تلاش کردن داره؟

اگه مورد سربازی رو بگذاریم کنار ( که می شه با یه ثبت اختراع یا یه پروژه تو ارشد پیچوند ) استخدام شدن توی جایی که معیارشون معدله چیزی جز یه حماقت بزرگ نیس. توی این دوره ای که ما هستیم شرکت ها به آدم توانمند نیاز دارند نه ۴ تا برگه پاره با کلی ۲۰ و ۱۹.
فرض رو می گیریم طرف می خواد اپلای کنه…. نمی دونم چرا این ها یه لحظه نمی شینن و فکر نمی کنن چرا خارجی ها می گیرنشون…. خیلی سادست. تو آمریکا کسی دکترا نمی گیره. چون بدرد هم نمی خوره در نتیجه چه اتفاقی می افته؟ می شه مثه دانشگا آزاد که صندلی خالی توشون بوجود می یاد. و در اینجا چه کار می کنن؟ می یان با دانشجو ایرانی و چینی و هندی که هیچی حالیش نیس و فقط بلده عین خر کار کنه پرش می کنن.

تجربه این سه ماهم باجواد. و دیدن یه سری استاد تو دانشگاه فقط یه چیز رو بهم گوش زد می کنه. درسته که یه سری آدم داریم که هیچی نمی فهمن. درسته که قیمت دلار تو کشورمون احمقانس و درسته که پشمک ترین IC ها رو هم نمی تونیم بسازیم ولی RFIC ارایه می دیم. اما یه معدودی هم داریم که کاااااااار می کنن. کسایی که میلیاردی گردش مالی تو شرکتشون هست و قدرتمند پول در میارن. احمقانه ترین نمونش می شه حصین. یه شرکت داغون که هر چقدر هم داغون باشه حداقل حالیش هست که کی چی می فهمه و کی چی نمی فهمه و معیار استخدامش نمی شه معدل
به طرف تو ut می گی آخه الاغ آزماشین به چه درد منه مخابراتی SMA به دست می خوره. می گه نه…. بدرد می خوره! جالبی اینجاس که بچه ها هم اعتقاد دارن بدرد می خوره. حالا ایناش به درک. به طرف می گم هنوز مگه موتور DC تو صنعت استفاده می شه؟ می گه نه :| می گم خب چرا پس درس می دین. می گه خب فقط همینا رو تو آزمایشگا داریم. بعد چنین موجودات بیشعوری انتظار دارن من برای درس تک واحدیشون جای خوندن rf design و microwave بشینم ۱۰ ساعت براشون پیش گذارش و گذارش بنویسم.
ترجیح می دم کپ بزنم و رنک آخر باشم ولی بیشتر از ۱۵ دقیقه روی چنین مزخرفاتی تمرکز نکنم.

و در آخر می رسیم به بحث اینکه چرا حوصلتو ندارم. خیلی سادس! به طرف می گم بابا این مزخرفا رو کپ بزن بشین پروژه رو تموم کن. می گه نه ظلمه‌ :| بعد هم می ره TA و پروژمون می مونه رو زمین.

به احسان می گم فلان چیز رو در آز…. باور کن ۱ ساعت هم زمان نمی بره. می گه امتحان دارم :|. خب دوستان! انتظار نداشته باشید من علاقه ای به کار کردن با شما داشته باشم. ترجیح می دم برد پروژه high precision ام رو تکمیل کنم تا موهام رو سره کار نکردتون از دست بدم

یه نصیحت: پروژه با HW فرق می کنه. یه جا شما HW رو آپلود نمی کنین یا دیر می دین و فقط نمرتون کم می شه و به هیچ کس ضرری نمی رسه

یه جا شما اون بخشی رو که بهتون سپردن انجام نمی دین و با نابود کردن پروژه تلاش های یه نفر دیگه رو هم به باد می دین و به این می گن ظلم.

شب خوش

 


پ.ن: همچنان درگیر آلبوم recovery هستم. ترک not afraid…. دقیقا حکایت کاری هست که الان دارم تلاش می کنم انجام بدم

نظرات (۲)

سلام
واقعا مطلب عالیی بود مخصوصا اون قسمتی که در مورد اپلای کردن گفتید!
در مورد رنکها بعضا یه تعدادیشون هستن تا امتحان یه درس رو میدن اون درس رو کامل شیفت دیلیت میکنن از مغزشون در حالی که از اون درس نمره ۱۹ ۲۰ گرفتن دیدم که میگما

سلام
خیلی پست قشنگی بود ایول