بیژن بینایی GitHub
بیژن بینایی Rss

تغییر کاربری

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه, مهندسی برق | نوشته شده در ۲۰-۰۷-۱۳۹۵

۱

Bookخیلی وختا تنها دلیل نوشتنم تو اینجا می شد کم حافظگیم اما اون روزها دیگه گذشته. چند ماهی می شه که Document هام رو به دو دلیل زیر انتقال دادم رو Trello

یک. تجربه این چند ساله نشون داده چیزهایی که اینجا می نویسم معمولا بعیده برا کسی مفید باشه و حتی اگرم باشه انقدر Title رو بد انتخاب می کنم و SEO سایت رو ضعیف، که کسی حتی اگه به کارش هم بیاد نمی تونه اینجا رو پیدا کنه. پس Share کردن کاری بسی بیهودس

دوم. نداشتن طبقه بندی مناسب هست. جواد از همون اوایل گله می کرد که یکم دسته بندی داشته باشم. اما من همچنان دوست داشتم که دانسته هام، با محور زمان، توی اینجا، به خط بشند. چیزی که بهم یه حس جالب از گذشته، حال و آینده می ده با این حال منکر کاهش بازدهی این تصمیم، نیستم.

همه این ها و در نهایت جدی تر شدن فعالیت هام توی چند وقت اخیر باعث شد، سوییچ کردنم رو Trello، یک defacto توی کارم بشه و عملا به استفاده کردنم از اینجا به عنوان یه wiki شخصی پایان بدم. نتیجش هم شده تیکه خوردن از رفقا که چرا دیگه این خراب شده رو آپدیت نمی کنم و ....

دیشب تو راه داشتیم با مهدی برمی گشتیم خونمون (چرا؟؟؟، قرار بود یه کانکتوری که تو کیفم بود رو از تو خونمون بهش بدم :|). توی مسیر برگشت مهدی گله کرد که چرا دیگه آپدیت نمی کنم و منم مثل همیشه بهونه های الکی آوردم. لابهلای حرفامون مهدی یه حرف تاثیرگذار زد "بلاگه دیگه.... بلاگ یعنی لاگه روزانه...." و همه چیز با هم جور دراومد که من اینجا رو تبدیل کنم به لاگه روزانم. . یه جای بدون دلیل و بدون مقصد که مثل journalctl همه ی اتفاقات رو بدون فکر کردن می نویسه. شروع لاگ رو هم می گذارم دیروز

دیروز با بکان نشستیم و یه شتاب سنج سر هم کردیم. خیر سرم رفتیم آز داور که "من" کمک کنم و بفهمم مشکل کار چیه و آخرش بعد ۵ ۶ ساعت "بکان" فهمید مشکل چیه و به من توضیح داد:|.

خلاصه بعد خدافظی و عذرخواهی از بکان بابت گند امروز. برگشتم خونه و شتاب سنجم رو از توی کلی خاک و خل کشیدم بیرون تا بیفتم پاش و ببینم چرا!!!. سیم کشی ها رو وصل کردم، همه چیز آماده. کلاک رو وصل می کنیم. اما جوابی نمی یومد. اسکوپ خاک گرفته رو آوردم و سیگنال ها رو چک کردم. همه چیز اوکی بود غیر از جواب دوستمون، MPU. که به صورت خیلی زشتی صفر مطلق بود. خلاصه بعد از چند ساعت ور رفتن با همه چیز، معلوم شد درد از CS جان هه. اگر CS رو کامل به زمین وصل می کردین ماژول شروع به دادن فحش های خیلی رکیکی می کرد. اگر cs رو high می کردین دهانش دوخته می شد و اگر مثل آدم با cs اش رفتار می کردین اون هم مثل آدم باهاتون حرف می زد.

داستان از اونجا شروع می شد که مهدی به بک گفته بود که CS رو کلا زمین کنه و مشکلی پیش نمی یاد. بک هم روی درست بودن این حرکت تاکید داشت و مبنای قضاوتش کار کردن ۲ تا ماژول مهدی بود. همچنان کاملا قبول دارم که وصل کردن CS به زمین کار غلطی نیست اما کار خیلی درستی هم نیست(چون ممکنه موقع روشن شدن میکرو اتفاقات بدی بیفته). به هر حال الان که دارم اینو می نویسم ماژول بقل دستمه و خیلی شیک داره شتابه وارده بهش رو بهم می فرسته.

قضیه اینجا بود که مهدی مازول رو با I2C راه انداخته بود و طراح های چیپ با زمین کردن cs توی mode آی ۲ c مشکلی نداشتن. در مقابل بکان ماژول رو با SPI ران می کرد و بر مبنای جواب گرفتن مهدی CS رو زمین سرد می کرد. منم که کلا نمی دونستم مهدی رو چیه و بکان رو چی فقط o-O در شگفت بودم که چرا ماژول داره فقط فحش تحویلمون می ده. بعد چند ساعت مهدی با کلی چیپس رسید و شاکی بود که چرا رو i2c راه ننداختیم (واقعا چرا بکان؟) و اونجا بود که تازه فهمیدم شرایط تست متفاوتند اما ذهن ۲ بیتی ایم اونجا قد نداد که حالا شاید تو سناریو جدید، زمین کردن CS یه حماقته محضه.

خلاصه شب توی خواب به این نتیجه رسیدم که شاید cs مشکل ساز باشه. پس دقیقا مثل drive کردن SD Card اول CS رو LOW کردم فرستادم و جواب رو گرفتم و بعد High اش کردم. و voila همه چی بدون هیچ delay و رخداد مرموزی کار کرد.

پست رو با یه نکته تموم می کنم.

یه جا تو Datasheet چیپ MPU9250 نوشته بود حداکثز کلاک SPI یگ مگاهرتزه و دو خط پایین تر تو جدول بعدیش نوشته حداگثر کلاک ۲۰ مگاهرتز و حداقل ۱ مگ. بدون هیچ توضیحی بدون هیچ فحشی....

بعد کمی تحقیق و پژوهش بالاخره توی doc چیپ MPU9255 فهمیدم که حالت 20MHZ ای برای خوندن و Interrupt ها هست و 1Mhz برای Read/Write در حالت کلی.

 

 

 

نظرات (۱)

هرهرهرهرهرهرهر
چقد من تو این متنه بودم خیلی خوب بود