بیژن بینایی GitHub
بیژن بینایی Rss

شیشه و ماهی (tsmc_rfcmos018)

نوشته شده توسط بیژن | در دسته مهندسی برق | نوشته شده در ۱۵-۱۰-۱۳۹۶

۰

شب بود. از پیش یه دوست عزیزی بر می گشتم به سمت دانشگاه. قرار بود برم و فایل ADS 2009 رو از رو سایت بگیرم. رفتم سایت و تو دل تاریکی شب که هیشکی نبود سایت مثل همیشه فوران می کرد از یه مشت بدبختی که به دنبال ۰.۵ نمره همه جوونیشونو رها کرده بودن و داشتن پروژه می زدن. رفتم و دیدم دکتر شیخایی هم اونجاس( یکی از بچه های ۹۳ ای که یه کم به دکتر شبیه هست - امیدوارم ناراحت نباشه بهش می گم دکتر شیخایی). دکتر پسر خیلی خوب و مودبی هست. اون هم داشت مثل باقی دوستاش روی پروژش کار می کرد و بعد حال و احوال پرسی یخورده ناراضی بود از اینکه از صبح نشسته و پروژش هنوز کار نمی کنه. دلم براش سوخت و سعی کردم تو زمان کمی که داشتم پروژش رو درست کنم و خدا رو شکر با طراحی خوب قبلی ای هم که داشت مدارش عین ساعت شروع به نوسان کرد.

undo

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۱۳-۱۰-۱۳۹۶

۰

بعضی وقت ها یه مسیر هایی رو اشتباه می ریم و انقدر می ریم و می ریم که زندگی fucked up می شه. معمولا تو این شرایط اول به خودت امید می دی که همه چی درست می شه و باز جلو و جلوتر می ری ولی هر چی تو بیشتر جلو می ری زندگی هم بیشتر سگی می شه و این کش م کش ها انقدر ادامه پیدا می کنه تا بالاخره خودت کم میاری و ناامید می شی. نا امید که شدی یکی دو روز به هم می ریزی و بعد کلی کلنجار رفتن با خودت می فهمی که نیاز به یه تصمیم درست و درمون هست. باید عزمت رو جزم کنی و قاطعانه بگی دیگه بسه. بعد هم همه راهی رو که اومدی دنده عقب بگیری. و اونقدر برگردی تا برسی به دوراهی شروع همه این بدبختی ها  و بدون هیچ غرغری بپیچی تو مسیر درست و یه بار دیگه از صفر رکاب بزنی، البته لازم نیست که بگم اینبار با کوله باری از تجربه....

امروز فهمیدم ظاهرا منم دارم fucked up می شم ... و تصمیم گرفتم تا قبل طی کردن مراحل بالا، تمام قدرتم رو جمع کنم و دکمه تلخ undo رو یکبار برای همیشه بزنم.