بیژن بینایی GitHub
بیژن بینایی Rss

آزادی

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۲۸-۰۷-۱۳۹۵

۰

statue-of-libertyتوی مدرسه و کتاب های درسی یه داستانی بود که هیچوقت از شنیدنش خسته نمی شدم. داستانی که پیچ کالیبره زندگیم بود.

روزی روزگاری شیخی به مسجد می ره تا نمازش رو بجا بیاره. بعد خوندن نماز، دو تا پسر بچه رو می بینه. یکی پولداره و یکی فقیر. پسره پولدار که از قضا غذایی همراه داشته به پسر دوم پیشنهاد می ده که اگر حاضر بشه سگ او بشه، کمی از غذاش رو به او بده. پسر فقیر دوم هم برای چندی طعام شروع به درآوردن صدای سگ می کنه. شیخ که می بینه پسر فقیر حاضره تا برای مشتی نان وجودش رو خورد کنه، خودش رو بنده بکنه و سگ دیگری بشه سخت شروع به گریه کردن می کنه و ....

از آخرین باری که اون داستان رو خوندم خیلی می گذره اما امروز تازه فهمیدم که داستان دوست داشتنیم، داستان زندگی خودم بود

تغییر کاربری

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه, مهندسی برق | نوشته شده در ۲۰-۰۷-۱۳۹۵

۱

Bookخیلی وختا تنها دلیل نوشتنم تو اینجا می شد کم حافظگیم اما اون روزها دیگه گذشته. چند ماهی می شه که Document هام رو به دو دلیل زیر انتقال دادم رو Trello

یک. تجربه این چند ساله نشون داده چیزهایی که اینجا می نویسم معمولا بعیده برا کسی مفید باشه و حتی اگرم باشه انقدر Title رو بد انتخاب می کنم و SEO سایت رو ضعیف، که کسی حتی اگه به کارش هم بیاد نمی تونه اینجا رو پیدا کنه. پس Share کردن کاری بسی بیهودس

دوم. نداشتن طبقه بندی مناسب هست. جواد از همون اوایل گله می کرد که یکم دسته بندی داشته باشم. اما من همچنان دوست داشتم که دانسته هام، با محور زمان، توی اینجا، به خط بشند. چیزی که بهم یه حس جالب از گذشته، حال و آینده می ده با این حال منکر کاهش بازدهی این تصمیم، نیستم.

همه این ها و در نهایت جدی تر شدن فعالیت هام توی چند وقت اخیر باعث شد، سوییچ کردنم رو Trello، یک defacto توی کارم بشه و عملا به استفاده کردنم از اینجا به عنوان یه wiki شخصی پایان بدم. نتیجش هم شده تیکه خوردن از رفقا که چرا دیگه این خراب شده رو آپدیت نمی کنم و ....