بیژن بینایی GitHub
بیژن بینایی Rss

چهارمین عیدی بلاگ

نوشته شده توسط بیژن | در دسته لینوکس, معرفی نامه | نوشته شده در ۰۳-۰۱-۱۳۹۵

۳

google-blueعیدی امسای مثل اولین عیدی یه برنامه است. از همین اول یکم غر غر کنم که راه انداختنش خیلی آسون نیست و تا دستاتون کدی نشه نمی تونید کار کردنش رو ببینید.
با این حال واسه این اسمشو گذاشتم عیدی چون باور دارم که توی مسیر ساختش نکته های جالبی هست که می تونه یادگرفتنشون مفید باشه.

نام برنامه، Assistant، از روی علاقه من به داشتن یک ربات custom made برای کمک تو کارهای روزانه اومده. که گرچه این اوایل یکم ضایع به نظر میاد ولی مطمینم یه روزی می تونه کارهای خیره کننده ای انجام بده. اما چی شد که رفتم سراغ ساختنش.
روزانه من معمولا توی کتاب خوندنم به یه سری لغت جدید برخورد می کنم که نمی دونم معنیشون چیه. پس برای اینکه دوباره دفعه بعدی لنگ معنیش نمونم و  سرعت خوندنم افزایش پیدا کنه لغت ها رو یادداشت می کنم و توی وقتای پرتی مثل راه خونه تا دانشگاه مرورشون می کنم. بعد کمی گذر زمان فهمیدم که استفاده از یه ابزار automate تر می تونه خیلی کارم رو راحت تر کنه و واسه همین بود که رفتم سمت translate گوگل.

اوایل هم سرویسشون بد نبود اما وقتی تعداد لغت هام زیاد شد زوار گوگل در رفت و crash پشت crash نمی گذاشت درست روی خوندن تمرکز کنم. چندین بار هم این موضوع رو به بچه هاشون گذارش کردم اما مث که نه کسی وقتشو داشت نه حوصلشو. تا اینکه خودم دست به کار شدم و تصمیم گرفتم به عنوان اولین فاز پروژه assistant این مشکل رو حل کنم. assistant فعلا کاری که می کنه روزانه چند بار phrasebook رو از گوگل درخواست می کنه. کلمات رو ترجمه می کنه و اگر already در phrasebook اتون نبود ازتون می پرسه که آیا تمایل به اضافه کردنش دارید با نه.

و یه سری feature های دیگه که اگه عمری بود و برنامه release شد گذاشتم تا خودتون کشفش کنید

بریم سراغ مشکلاتی که بهشون خوردم برخورد کردم و راه حل اون ها

پارازیت: معجزه گنوم

نوشته شده توسط بیژن | در دسته لینوکس, معرفی نامه | نوشته شده در ۰۶-۱۰-۱۳۹۲

۵

پارازیت چیست؟

پارازیت یک پروژه خیلی خیلی نو پاست!

چی کار می کنه؟

سلام دنیا

نوشته شده توسط بیژن | در دسته معرفی نامه | نوشته شده در ۲۴-۱۱-۱۳۹۰

۱

سلام به همه ی جهان اینجا

ورد پرس قدرت گرفته از پی اچ پی و لینوکس و برپایه نرم افزار های آزاد است

!به امید پیروزی متقین

فلسفه من و اینجا

نوشته شده توسط بیژن | در دسته معرفی نامه | نوشته شده در ۱۱-۱۱-۱۳۹۰

۴

از زمانی که یادم می یاد حافظه خوبی نداشتم. همه وسایلم رو جا می گذاشتم. شعر ها رو به زور حفظ می شدم و کلا انگیزه ای هم برای عوض کردن اوضاع نداشتم. اگرچه بهم گفته بودن هر چی کمتر از حافظه ام استفاده کنم اون هم شرور تر می شه ولی کاری نمی شد کرد چون عادت کرده بودم حافظه رو دور بزنم. برای وسایلم چک لیست درست می کردم درس هام رو خلاصه نویسی می کردم و خلاصه خودم رو به هر دری می زدم تا از چنگ حافظه پلید فرار کنم... سال ها گذشت و بیژن کوچولو قصه ما چیزهایی که یاد می گرفت زیاد و زیاد تر می شد و از اونجا که حافظه بزرگی نداشت تصمیم گرفت یه فکری هم برای این مشکل جدیدش کنه.

و این طوری، اینجا شکل گرفت...

اگه یادتون باشه اوایل اینجا پر بود از دانسته ها و نادانسته های من. یه مدتی سپری شد و منم گیر یه سری رفیق مریخی افتادم که نگاهمو به زندگی عوض کردن، اونا بهم یاد دادن برای خوب بودن، نیازی به بهترین بودن نیست. و اینطوری بود که غرغر های من هم شروع شد و کم حافظگیم بهونم شد که فلسفه اینجا رو لا به لای برگ های تاریخ گم و گور کنم. بهونه ای که باعث شد امروز بلاگ پر بشه از ورق سوخته هایی که در نگاه اول معلوم نیست از کجا آمده اند و به کجا می روند

اما اگه بیشتر دقت کنید می بینید که جزوه های درس "زندگی پیشرفته" هستند. واحدی که استادش خیلی خوب بلده درسشو ارایه بده و منم دوست دارم به پاس خوب درس دادن استاد مشق هام رو خوب انجام بدم و خوب جزوه بنویسم.

اما چون مبحث خیلی بزرگی هست اینجا فقط یکی از lecture های استاد رو می نویسم. عنوانش هست. "داستان بچه ای که به دنبال مرد شدن بود"