بیژن بینایی GitHub
بیژن بینایی Rss

هنوز موندم

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۱۹-۱۱-۱۳۹۶

۲

هر کی یجوره. یه سری سنسور داره و یه سری محرک. با یه سری چیزا به وجد می یاد و با یه سری چیزای دیگه دل سرد می شه. بهش می گن تیپ شخصیتی. مثلا من INTP ام و جواد ENTJ. بهترین pair برا هم هستیم. طوری که بعد ۲ هفته اون دلش برا من و من دلم برا اون تنگ می شه. وقتی به هم می رسیم می تونیم ۲ ۳ ساعت بی وقفه زر زر کنیم و هر دومون از زر زر های پوچمون انرژی بگیریم و بعد سرحال تر از قبل بریم دنبال ادامه زندگیمون.

حالا فرض کنید یه روز بیژن INTP می خوره به یه XFTQ (یه تیپ تخیلی) و چون اصلا نمی تونه باهاش ارتباط برقرار کنه و درکش کنه تا شب تو خماری طرف می مونه که چرا یارو اینطوریه. چرا این همه انرژی که بیژن گذاشته رو، فرد X عین سیاه چاله می کشه و بیژن الان با انرژی صفر باید بره دنبال طومار کارای باقی موندش.

undo

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۱۳-۱۰-۱۳۹۶

۰

بعضی وقت ها یه مسیر هایی رو اشتباه می ریم و انقدر می ریم و می ریم که زندگی fucked up می شه. معمولا تو این شرایط اول به خودت امید می دی که همه چی درست می شه و باز جلو و جلوتر می ری ولی هر چی تو بیشتر جلو می ری زندگی هم بیشتر سگی می شه و این کش م کش ها انقدر ادامه پیدا می کنه تا بالاخره خودت کم میاری و ناامید می شی. نا امید که شدی یکی دو روز به هم می ریزی و بعد کلی کلنجار رفتن با خودت می فهمی که نیاز به یه تصمیم درست و درمون هست. باید عزمت رو جزم کنی و قاطعانه بگی دیگه بسه. بعد هم همه راهی رو که اومدی دنده عقب بگیری. و اونقدر برگردی تا برسی به دوراهی شروع همه این بدبختی ها  و بدون هیچ غرغری بپیچی تو مسیر درست و یه بار دیگه از صفر رکاب بزنی، البته لازم نیست که بگم اینبار با کوله باری از تجربه….

امروز فهمیدم ظاهرا منم دارم fucked up می شم … و تصمیم گرفتم تا قبل طی کردن مراحل بالا، تمام قدرتم رو جمع کنم و دکمه تلخ undo رو یکبار برای همیشه بزنم.

Security Risk

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۲۲-۰۹-۱۳۹۶

۰

MR Robot رو نمی دونم دیدید یا نه. سریال بدی نیست. اگه نمی دونین init 5 یعنی چی و چرا جاییه که دنیا رنگ و صدا پیدا می کنه خیلی بهتون پیشنهادش نمی کنم. به هر حال انگیزه های مریضی توی مخاطبش ایجاد می کنه. از این هاش که بگذریم، جدیدا یکم privacy برام اهمیت پیدا کرده و بعد داستان route شدن ترافیک کاربر های شاتل به خونمون و دیدن محتویات پکت های user های دیگه، یکم رفتم تو فکر که شاید واحد NOC شاتل خیلی مخوف تر از اونی باشه که کارکنان شرکت فکر می کنن.

وقت منفی

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۲۰-۰۸-۱۳۹۶

۱

تا حالا شده رد بدین؟ اون لحظه ای که می دونین حالا ۲ ساعتم بیشتر بخونین تاثیری نداره؟

تا حالا شده انقدر وقت کم بیارین که اگه ۱ روز، ۲ روز، ۳ روز، نه اصلا یه هفته و نه حتی ۱ ماه هم بهتون وفت بدن بازم نتونید کارایی که داریدو جمع کنید؟ الان وضعیت من دقیقا همینه

دارم اولویت بندی می کنم. ناراحت نشید اگه دلخورتون کردم. تقصیر خودم نیست وقتم، خیلی وقته، منفی شده

در اثباتش هم همین بس، که کوتاه ترین پست تاریخ بلاگ رو دارید می خونید

محکوم به نوشتن

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۱۵-۰۷-۱۳۹۶

۰

batteryپیشنویس: این یکی هم داره مثل خیلی پست های نیمه تموم دیگه داشت می رفت تو زباله دونی پست های local منتشر نشده دیگه. کم کم زدم تو خط کوانتوم. تو خط زندگی رویایی انیشتین، داستان های بور با استادش رادرفورد و بازی گوشی های پلانک توی دل black body. کم کم نزدیک بود فراموش کنم که چه زجر ها کشیدم سره فهمیدن اصطلاحات و مفاهیم مدار شارژ Li-Ion ها. اما اینبار چون یک ماه زمان خالص رو همین تک موضوع سوزونده شده بود محکوم شدم به نوشتن که قبل اینکه این یکی هم از حافظه ۲ bitایم کاملا پاک بشه قبلش، یه جای امن ذخیرشون کنم. مطلب فوق ماحصل تلاش کوچک من هست رو باتری ها و نحوه شارژ کردنشون. امیدوارم لذت ببرید